کلافه . . .
برو اگه میخای بری ، دلت نسوزه واسه من
اینجوری که کلافه ای ، بدتره خوب دلو بکن
بکن دلو از این همه ، خاطره های روی آب
فکر کن ندیدیم ما همو ، حتی یه بارم توی خواب
راحت برو یه قطره هم ، گریه نداره چشم من
اشکاشو پشت پای تو ، میخاد بریزه دل بکن
من که نمی میرم اگه ، بخای تو از اینجا بری
چون میدونستم که تو ، از اول راه مسافری
شاید نفهمیدی که من ، بی اون که تو چیزی بگی
سپردمت دست خدا ، که بی خدافظی نری
غصه راهمو نخور ، شاید همین جا بمونم
شاید به مقصد رسیدم ، خودم فقط نمیدونم
شاید نفهمیدی که من ، بی اون که تو چیزی بگی
سپردمت دست خدا ، که بی خدافظی نری
کلافه از سیاوش قمیشی

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 17:13 توسط نیلوفر
|
سلام